Welcom to my weblog
چشمی که دلی برد به تاراج
دانی که به سرمه نیست محتاج
در این درگه که گَه گَه کَه کُه،کُه کَه شود ناگَه
مشو غره به امروزت که از فردا نه ای آگه
خواجه نگو که من منم،من نه منم ،نه من منم
گر تو تویی و من منم،نه من منم ،من نه منم
برچسب: بهنوش جون,
نویسنده: بهنوش جون